چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز (قسمت اول)
چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز (قسمت اول)
ازدواج در سیستان
چگونگی ازدواج در سیستان فعلی
سیستان به شهادت تاریخ یکی از کانون های گرم مذهب زردشت بوده است و بقایای آتشکده کرکوی در سیستان (بخش میانکنگی) شاهد این مدعاست.
مکان هایی چون آتشگاه ،شهرستان ،کمک وبقایای آتشکده ها وچهارطاقی های بالای کوه خواجه نشان از اعتقاد و علاقه مردم به دین زردشت در آن روزگاران دارد.
پروفسور هر تسفلد آلمانی نیز که در کوه خواجه کاوش و مطالعه انجام داده ، سنگ مرمرین آتشکده را کشف نموده است.
از سوی دیگر نام زردشت را بعضی «زرته هُشتُرا» یعنی دارنده اشتر زرد نوشته اند . آیا می توان پنداشت که زادگاه او شرق ایران بوده است؟ به همین سبب این گمان بیشتر قوت می گیرد زیرا اشتر زرد در شرق ایران مانند بلخ و بادغیس و ... بسیار گزارش شده است.
از این دوره « زردشتی » وآنچه سنت های قوم آریا نشان می دهد گواه این مطلب است که ازدواج ها درون گروهی بوده اند.
ضرب المثل های معروفی است که می گویند: « عقد پسر عموها و دختر عموها در آسمانها بسته است » . که این اعتقاد زمینه مذهبی دارد . بر اساس این باور بسیاری از جوانان که در شرف ازدواج می باشند «ناف برید»[1] بوده و یا به نوعی مانند خویشاوندی ، همسایه ای و روابط خانوادگی یکدیگر را می شناختند . و شناخت روحیات ، خلق و خوی و رفتارهای اجتماعی و پرکاری و کم کاری ، شجاعت و وفاداری یکدیگر و... چیز پنهانی نبوده است.
به سه چیز باشد زنان را بهی که باشند زیبای تخت مهی
یکی آن که با شرم و با خواستست که جفتش بدو خانه آراستست
دگر آن که فرخ پسر زاید او ز شوی خجسته بیفزاید او
سوم آن که بالا و رویش بود به پوشیدگی نیز مویش بود[2]
اگر انتخاب و نامزدی در درون گروه و خاندان و فامیل و ایل و تبار صورت گرفت که چه بهتر و اگر خارج از گروه ، خاندان و فامیل باشد ، به گونه ای دیگر کار آغاز می گردد.
جوانی که می خواهد ازدواج کند ، به پدر و مادر ، خواهران و بستگان خودش و اگر کسی را نداشت به یکی دو نفر آدم خیر و خداشناس می سپرد که می خواهم ازدواج کنم و در پیدا کردن دختر مورد نظر با من همکاری نمایید.
پرس و جو آغاز می شد،این خانه ، آن محله، طایفه ، فامیل و... هنگامی که به یک گزینه ای می رسیدند که خوب بود ، اولین سوال آغاز می شد: آیا دختر فلانی نُمزاد[3] دارد یا نه ؟
و چرا این سوال ابتدا و قبل از هر مطلب مطرح می شود؟
دلیل این است که خرده فرهنگی در ورای این سوال وجود دارد که باید رعایت شود.
اگر جوانی یا کسانش به اصطلاح بدون گذر به آب زدند و جایی پا گذاشتند که دختر نامزد داشته و به باور محلی «برایش صحبت شده باشد» ، سخن گفتند و درخواست ارائه دادند، عواقب خطرناکی را در پی دارد . چه بسا کینه های درازمدت قومی وتباری که بعلت این کم توجهی ها یا بی احتیاطی ها بوجود آمده و باعث قتل وکشتار شده اند .
اگر پرس و جوها انجام گردید و دختر نامزد نداشت و «اسم گو»[4] یا نام گوی
کسی نبود، آنگاه راه ادامه پیدا می کند و نقش مرد یا زنی مسن به نام رافع مشخص می شود.
1- ناف برید: از ابتدای تولد ، دختر و پسر توسط بزرگترها مانند پدر بزرگها و مادر بزرگها یا پدران و مادران نامزد می شده اند. به رسم ناف برید در همین دفتر مراجعه شود ص 82
2- نامزد= نمزاد= خوزگار، به محلی شاید مخفف خواستگار باشد ونمزاد همان نامزد است.
3- اسم گو،نام گو،یعنی بنام کسی نباشد،شخص دیگری نگرفته و قولی و قراری صورت نگرفته باشد.
نقش رافِع : (قسمت دوم)
پسری که تصمیم به ازدواج دارد،یا توسط پدر ومادر و اگر نداشت از دوستان خانوادگی ، بزرگانی از فامیل و طایفه یا از افراد خیری که امتحان خوبی در جامعه شان داده اند ، کمک می گیرد. به این ترتیب که به آنها می گوید: عمو، خاله، دائی، عمه، خویشاوند محترم تصمیم به ازدواج دارم، به من کمک کنید، یا فرد و افرادی را به من معرفی نمایید و یا مثلا دختر فلانی را به من معرفی کرده اند و چون خود شخصا او را ندیده و با او صحبتی نکرده ام ، مرا راهنمایی و کمک کنید. شخص رافع چه مرد باشد، چه زن، در حقیقت ، جوش دهنده این کار خیر می باشد و یا به سخن دیگر، رفع کننده گیرها و اشکالاتی است که بر سر این راه و جود دارد.
شخص رافع به کمک مادر دختر و عروس آینده ترتیبی می دهد تا دور از چشم پدرو برادرها، پسرو دختر برای یک بار یکدیگر را دیدار کنند. این دیدار یا در منزل همسایه یا در خانه یکی از خویشاوندان مورد اعتماد یا در روستا ها و در سر نهرهای آب ، چشمه ، قنات یا در مزرعه و... انجام می شد .
اگر دو طرف همدیگر را در همان دیدار کوتاه و گذرا و ظاهری پسندیدند ، مرحله پرس و جو و تحقیق در اطراف گزینه آغاز می شود . البته این مورد زمانی اتفاق می افتد که عروس از خاندان دیگری و یا در منطقه دیگری باشد و گرنه اگر دو طرف خویشاوند نزدیک باشند ،همه چیز از کودکی تا بلوغ روشن و به
پرس و جویی آنچنان که برای غریبه اتفاق می افتد نیاز نیست.
پرس و جودر چند مورد ضرورت دارد و بیشتر مورد توجه است:
-آیا عروس آینده اهل نماز می باشد،نماز می خواند یا خیر؟
-آیا لکنت زبان دارد یا خیر؟ [2]
-آیا بوی بد دهان دارد یا ندارد؟
-آیا نان، غذا و خمیری که آماده می کند ، بوی دست می دهد یا خیر؟[4]
-نقص های دیگری از قبیل:کوری،کم سویی چشم،کری،کچلی،امراض پوستی و... نیز مورد بررسی و تحقیق قرار می گرفت.
بسیاری از این موارد ، توسط مادر یا خواهران و خاله ها و عمه ها و دیگر بستگان نزدیک .... پسر یا داماد آینده وآن هم در حمام های عمومی سابق، مورد ارزیابی و کنجکاوی قرار می گرفت، چه بسا که عروس های آینده بیشترشان که به گرمابه کشانده می شدند،بی خبر بودند که در معرض امتحان و ارزیابی هستند، و چنین وانمود می شد که دو یا چند زن یا دختر همراه هم به گرمابه می روند.
1-رافع:واسطه چه زن باشد چه مرد
1- گُنگ ، کر ، کور و کم بینا ، دو لوزه ، ته لسک (tālosk)( لکنت زبان ) و ... نباشد .
2- بعضی از مردان و زنان ، بدن و خصوصا زیر بغل آنها بر اثر عرق و .... بوی بدی ایجاد می کند که « بوی بغل می گویند »
3- چون بعضی اعتقاد دارند که بخشی از دختران که آردی را خمیر می کنند یا نانی را می پزند آن خمیر یا آن نان بوی دست می دهد ویک عیب شمرده می شده است.
کلیه مطالب چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز بر گرفته از کتابی
از استاد مزار گلستانهبوده که زحمات زیادی در یاد آوری
فرهنگهای از یاد رفته سیستان نموده است
اصطلاح «جوالِ گُشَک دار» قسمت سوم )
بسیاری از پدران دامادها یا عروس ها به دور از سنت های اسلامی و عرف منطقه از معنویت بیگانه بوده و مادیات بیشتر مد نظرشان قرار می گرفت . پدر بعضی دامادها می گویند پسرم را در فلان خانواده داماد می کنم که پدر زنش پولدار بوده و پسرم از نظر مادی و مالی پشتوانه خوبی داشته باشد و گاهی پدران عروس ها نیز به مادیات توجه می کنند و می گویند وضعیت مالی پدر یا خود فلان پسر خوب است پس آینده دخترم تامین است و به این وصلت های غیر عرفی تن می دهند جالب است بدانید که درصد بالایی از ازدواج ها که با این معیار های غلط و ناپسند انجام شده است ، عاقبت خوب و خوشی نداشته و بعضی نیز به جدایی و طلاق انجامیده اند چرا که پسر یا دختر ثروت و قدرت و موقعیت پدران را به رخ همدیگر کشیده و فخر فروخته اند و این حرکات به جدایی انجامیده است.
اگر وصلت ها بر اساس چنین باورهایی شکل بگیرد،دوستان و خویشاوندان این ضرب المثل محلی و معنی دار را به کار می برند که فلانی (پدر داماد یا عروس):
فلانی خود خا و گالِ گُشَک دارِه زدَه.
/felâni xod xâ va gâle gošakdâre zda./
یعنی فلانی خودش را به جوال چند گوشه و مال و منال نزدیک کرده است . با این توضیح که در گذشته مواد غذایی یا حمل و نگهداری آنها در همین جوال ها که بزبان محلی«گال»گفته می شود انجام می شده است.
هر دو خانواده بحث وپرس وجو را انجام می دهند و بعد از تائید و ابرام ، همان رافعی که به هر دو خانواده نزدیک است ، قضیه را ارزیابی می کند و رضایت ویا عدم رضایت طرفین را به اطلاع دو خانواده می رساند که این قدم را در این راه«پَی اووی»( pē-ow-vi ) یا « پوآبی»[1] (Powâbi ) می گویند. برای
اینکه بدون گذر به آب نزده باشند .
مادران اولین کسانی هستند که از موضوع و چگونگی آن اطلاع می گردند اگر مادر موافق این وصلت بود شوهرش را کنجکاو می کرد وشروع به مقدمه چینی وتعریف و تمجید از خانواده پسر می نمود وبعد از ارزیابی و افکار سنجی از شوهرش با فراهم آوردن این مقدمات وی را برای برخورد با مسأله و موضوع جدید آماده می نمود . البته پدران از تعریف و تمجید مادران از فلان خانواده ویا فلان پسر پی می برند که قضیه از چه قرار است ؟ !
1- هنگامی که کاروانی از نهر یا رودخانه یا...عبور می کرد یک نفر باید جلو می رفت و توسط چوبدست ،عصا قدم به قدم پابه پا با هر شئیی دیگری میزان و عمق آ؛ب را بررسی وبه اطلاع اعضاء یا فرد سرکاروان قرار می داد که احیانا غرق نشوند یا مال التجاره آب نگیرد واصطلاحااین عمل را (پوآبی) می گفتند.
قاصدی
توسط شخص رافع از خانواده دختر وقت گرفته می شود که مثلا فلانه کس و یا فلان ریش سفید طایفه به منزل شما می آید نظر شما چیست؟
وآن ها جواب می دهند بگویید: «قدم شما روی چشم ، قدم شما روی هر دو دیده.»
یک هیات چند نفره عازم منزل پدر عروس آینده می شوند و صاحب خانه هم با روی خوش و جملات زیباچون : خوش آمدید چه عجب از اینطرف، منزل ما پا انداز شما به آنها خوش آمد می گویند و مهمانان جواب می دهند : « قربان ابروی واز شما » و گاهی به دنبال این جملات این جمله نیز بکار برده می شد: « پوست پیازی و ابروی بازی».
« پُستِه پیازِ نو ابروی وازِه »
/post-e-piyâze-no ābruye vâze/
بعد از خوش و بش ها و پذیرایی و ... از هر دری سخن به میان می آید وبالاخره اصل مطلب با صلوات ریش سفید مجلس آغاز می شود. ریش سفید به پدر دختر:
-آقای مشهدی،کربلایی ،حاج آقا فلان، غرض از مزاحمت امشب ما این است که بپرسم اگر خدا بخواهد حسن آقا،حسین آقا فرزند... آقا را به غلامی خود می پذیرید؟ و امروزه به جای جمله «به غلامی خود » ، جمله « به فرزندی خود قبول می کنید؟» را به کار می برند .
پدر دختر و عروس آینده و اگر پدر نبود برادر بزرگتر ،عمو و دایی یا فردی که به عنوان نماینده تعیین شده است جواب می دهد: « بله»
با خوشحالی مجلس صلوات می فرستد و جمله ی : « مبارک است، مبارک باشد انشاء الله» از گوشه و کنار مجلس شنیده می شود.
انشاءالله که به پای هم پیر شوند.
« وَ پو اَم پیرشَه »
/va-pow-ām-pir-ša-e/
پای هیچ کدام به چاله و گودال نمی افتد.
« پُوایچ کَ وَ رُووی نمِه یَفتَه.»
/pow-ič-ka-va-rōvi-nmeyāfta./
بعد از شب نشینی خداحافظی کرده و هر کدام از مهمانان راهی منازل خود می شوند تا مقدمات کار عروسی را فراهم کنند.
این جلسه بین اعضاء درجه یک دو خانواده و شخص رافع انجام می گیرد و آن گاه مجلس دیگری توسط رافع تشکیل می گردد که اعضای بیشتری از دو خانواده حضور می یابند که اصطلاحا به آن « مال و مال دهی» می گویند.
مال و مال دهی (قسمت پنجم )چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز
در این مجلس نیز همانند مجلس اول ، سخن با ذکر صلوات ریش سفید آغاز می شود : از اینکه فلانی را به فرزندی قبول فرموده اید ، متشکریم وخوشحالیم . حال رسم و رسوم دیگری نیز وجود دارد که انشاءالله دیگران هم در جریان قرار بگیرند.
اول تعیین مهریه است. پدر دختر یا نماینده خانواده رقمی را اعلام می کند و ریش سفید بالا و پائین می برد . اگر توافقی حاصل نشد ، اعلام می دارد هر چه مهریه زن پسر شما ، خواهر دیگر او یا مهریه آخرین دختری که در خاندان شما اخیرا عروس شده است و بالاخره با پا درمیانی مجلس و خصوصا مسن تر ها سهم مجلس ، سهم فلانی ، سهم فلان محترم مجلس، عزیز طایفه، فلان مناسبت و تا جایی که میزان به رقم مورد توافق پنهانی و قبلی دو خانواده برسد ، صلوات گفته و از داماد هم سوالی می شود و او هم رضایت و قبول را اعلام و با صلوات و دست زدن این کلام ختم می شود.
این رقم مهریه تعیین شده به هنگام عقد رسمی ودر حضور عاقد نیز تغییر نمی یابد . فلان تعداد... فلان دست لباس ، فلان مثقال طلا و نقره ، فلان تعداد گوسفند، شتر ، گاو و... عنوان و مشخص می گردد .
خرج ُواُو (Xārj-o-ow)(چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز)قسمت ششم
درباره چگونگی برگزاری مراسم ازدواج با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی خانواده داماد یا خود داماد که اصطلاحا « خرج و اوو » گفته می شود صحبت و پا در میانی و توافق حاصل می گردد.
از مادر عروس آینده پرسیده می شود که: « آیا شیر بها می خواهد یا خیر؟» و جواب آری یا نه می باشد،گاهی چنین گفته می شودکه: « نه چیزی می دهم نه چیزی می خواهم » که بیشتر در خانواده های نادار اتفاق می افتد . یک یا دو دست لباس و مقداری شیرینی در یک شب , عقد و در شب دوم عروسی انجام می گیرد و می گویند پیغمبری برگزار می گردد.
اگر از شکل ساده و به اصطلاح پیغمبری گذشت ، دوطرف هم نظر می شوند که مثلا چند نفر باید به شام دعوت شوند 200 نفر ، 100 نفر ، یا... چند گوسفند ، ده من آرد و قربانی (در هر عید قربان ، تا مادامیکه عروس به خانه بخت نرفته باشد ، از طرف داماد یا خانواده داماد یک عدد قربانی باید فرستاده شود.)
حلقه انگشتر و یک دست لباس و کفش و چادر این معنی را دارد که این دختر از آن خانواده ما یا (اسم گوی) ماست ، همگان بدانند و در جریان باشند.
این توافقات در هیچ دفتری به نوشته در نمی آید . اما مجلس هایی که تشکیل می شود در حقیقت ناظر و ضامن مقاوله نامه ای است که از هر سندمحضری یا اداری و قانونی محکم تر است.قراردادی است اجتماعی و قومی
کُوش دُونَک (Kowš donak)(چگونگی همسر گزینی در سیستان امروز)قسمت هفتم
مامور خبر ،برای مردها،خصوصا روستاها و عشایر ، سلمانی روستا و برای زنها زن سلمانی است.
زنان روستا یا محله ، توسط زن سلمانی دعوت شده و مجلسی تشکیل می گردد . به اصطلاح نشانی را که حلقه است ، در حضور جمع بدست عروس می کنند و اهل مجلس دست می زنند و شادی می کنند.
زن سلمانی که سمت خدمتگزاری و خدمات رسانی را دارد ، برای هر نمونه که نشان داده می شود ، می گوید:
-انگشتر نو رسیده ، اهل مجلس دست می زنند و شادی می کنند.
-چادر عروس
-پیراهن عروس
-کفش عروس
-گلوبند عروس و.. کف زدن حضار
هزار هزار آورده ایم شتر قطار آورده ایم
پیرهن یار آورده ایم ما می بریم عروس را (دوبارتکرارمی شود)
زنان خانواده عروس پاسخ می دهند:
شتر قطــار را پس ببر پیـرهن یارَ پـس بِبَــر
ما نمی دیم عروس را ما نمی دیم عروس را ...(2)
اگر داماد دوران سربازی را می گذراند ، حالاسربازی به پایان رسیده و مقدمات کار فراهم شده است . شب اول به شب حنابندونی معروف است که البته « شب سرشویی» هم گفته می شود.